1. Wet behind the ears
دهان کسی بوی شیر دادن، بیتجربه و خام بودن، جوجه بودن، بچه بودن
He’s too young to become a manager. He’s still wet behind the ears!
هنوز دهنش بوی شیر میده و واسه مدیر شدن خیلی جونه.
![]()
2. The party is over!
دیگه بازی تموم شد!
Freeze! Stick’em up! The party’s over!
از جاتون تکون نخورین! دستا بالا! دیگه بازی تموم شد!
![]()
3. Piece of cake
مثل آب خوردن، خیلی ساده و آسون
I’ll fix the TV in a flash. It’s a piece of cake!
تو یه چشم به هم زدن تلویزیون رو تعمیر میکنم. عین آب خوردنه.
![]()
4. Be up to one’s ears in something
تا خرخره تو چیزی غرق بودن
I’m up to my ears in debt.
تا خرخره تو بدهی گیرافتادم!
![]()
5. All ears
سرآپا گوش بودن
Well, tell me the story. I’m all ears!
خب داستان رو برام تعریف کن، سرآپا گوشم!
